شیرمستی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیرمستی . [ م َ ] (حامص مرکب ) حالت و صفت شیرمست . دوران تا شش ماهگی بره که از سیر خوردن شیر مادر فربه شده است . (از یادداشت مؤلف ) : بره در شیرمستی خورد باید که چون بخته شود گرگش رباید. نظامی . نشاط هر دو در شهوت پرستی به شیر مست ماند از شیرمستی . نظامی . رجوع به شیرمست شود.