شیرلان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیرلان .(اِ مرکب ) (از: شیر + لان، پسوندی که مکان را رساند چنانکه : نمک لان ؛ نمکزار) جایی که در آن شیر فراوان باشد. شیرناک . شیرلانه . لانه ٔ شیر. شیرستان : یک دو روز این سگدلان انگیخته در شیرلان شورشی کَارژنگ در مازندران انگیخته سهم شاه انگیخته امروز در دربند روس شورشی کآن سگدلان در شیرلان انگیخته . خاقانی .