شیخ علیخان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیخ علیخان . [ ش َ ع َ ] (اِخ ) زند. سردار رشیدکریمخان (نیمه ٔ دوم قرن ١٢ هجری ) که در جنگهای متعدّد ایام سلطنت کریمخان شرکت داشت ولی، خان زند به سعایت ساعیان او را نابینا کرد. (فرهنگ فارسی معین ).
شیخ علیخان . [ ش َ ع َ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه بروجرد و خرم آباد میان سگوند اکبرخانی و هولاندشت در ٥٢٣٦٠٠ گزی تهران . (یادداشت مؤلف ) (از فارسنامه ٔ ناصری ).
شیخ علیخان . [ ش َ ع َ ] (اِخ ) زنگنه . وزیر شاه سلیمان صفوی (نیمه ٔ دوم قرن ١١ هجری ). وی وزیری لایق و کاردان و پاکدامن بود و تا حدی از اعمال نابجای شاه سلیمان جلوگیری کرد. (فرهنگ فارسی معین ).