فرهنگ لغت

شیخ بهایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دوش از درم آمد آن مه لاله نقاب سیرش نه بدیدیم و روان شد به شتاب گفتم که: دگر کیت بخواهم دیدن؟ گفتا که: به وقت سحر، اما در خواب

معنی شیخ بهایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴ | فرهنگ لغت