فرهنگ لغت

شیخ اشکیوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شیخ اشکیوان . [ ش َ خ ِ اِ کی ] (اِخ ) مردی که لعل از پایان قبر علی (ع ) بدندان ربودن خواست و دندانش در لعل خلیده ماند. (آنندراج ).

معنی شیخ اشکیوان | فرهنگ لغت