فرهنگ لغت

شیبی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شیبی . [ ش َ بی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به شیبةبن عثمان . (از انساب سمعانی ). رجوع به شیبةبن عثمان شود.

شیبی . (حامص ) شیوی . هبوط. صبب . (یادداشت مؤلف ). ◄ (ص نسبی ) منسوب به شیب . نشیبی . مقابل فرازی . ♦ سراشیبی ؛ سرازیری .

معنی شیبی | فرهنگ لغت