شیاریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیاریدن . [ دَ ] (مص ) شیار کردن . (یادداشت مؤلف ) (فرهنگ فارسی معین ). گاوآهن راندن در زمین .(ناظم الاطباء). مصدر شیار است بمعنی شیار کردن . و زمین را شکافتن و راندن به جهت زراعت، و شدیاریدن هم می گویند. (برهان ) (آنندراج ). ◄ آماده کردن زمین جهت زراعت و کشت . ◄ تخم افشاندن در زمین . ◄ کشتکاری کردن . (ناظم الاطباء). بمعنی زراعت کردن هم آمده است . (برهان ) (آنندراج ). ♦ بازشیاریدن ؛ زیرورو کردن زمین : و اذا القبور بعثرت (قرآن ٤/٨٢)؛ و آنگه که گورها بازشیارند و زیرورو کنند. (ابوالفتوح ج ٥ ص ٤٨٥). ◄ نگریستن و نگاه کردن . (ناظم الاطباء). اما جای دیگر دیده نشد.