شیاح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیاح . (ع اِ) قحط. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). قحط و تنگی و کمیابی . (ناظم الاطباء). ◄ کوشش در هر کار. ◄ پرهیز. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ترس و خوف . زیرکی و هوشیاری . (ناظم الاطباء). ◄ ج ِ شیح . (منتهی الارب ). رجوع به شیح شود.
شیاح . [ ش َی ْ یا ] (ع ص ) درمنه فروش . (مهذب الاسماء) (ملخص اللغات حسن خطیب کرمانی ) (یادداشت مؤلف ).
شیاح . (ع مص ) جد کردن در کار کردن . (منتهی الارب ). جد کردن در هر چیز. (از اقرب الموارد). ◄ پرهیز کردن . (منتهی الارب ).