شیء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ یا ش) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- آن چه که بتوان از آن اعلام و اخبار کرد، چیز. ج. اشیاء.<BR>۲- مجهول (ریاضی).<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ یا ش) [ ع. ] (اِ.) ۱- آن چه که بتوان از آن اعلام و اخبار کرد، چیز. ج. اشیاء. ۲- مجهول (ریاضی).
فرهنگ طیفی واژهدان
چیز، عین، قلم، کالا طبیعت بیجان موجود، مخلوق، پدیده، آفریده جنس، متاع پدیده، عارضه، حادثه، عینیت الفاظ خمسه: جنس، نوع، فصل، عرض عام و عرض خاص اجناس، اشیا، اعیان وسیله
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی