شکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکی . [ ش َ کی ی ] (ع ص ) گله کرده شده . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ دردناک . ◄ اندک بیمار. ◄ گله مند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ).
شکی . [ ش َک ْ کی ] (ص نسبی ) منسوب به شک، ظنی و وهمی . (ناظم الاطباء). نخو. (یادداشت مؤلف ). رجوع به شک شود.
شکی . [ ش َک ْی ْ ] (ع مص ) گله کردن در کار خود بسوی خدا. (ناظم الاطباء). رجوع به شکایة و شکیة شود.