شکیبی اصفهانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکیبی اصفهانی . [ ش َ بی ِ اِ ف َ ] (اِخ ) محمدرضا خلف خواجه عبداﷲ امامی اصفهانی از شاعران قرن دهم و یازدهم هجری و جوانی خوش قد و رعنا بود و در هرات دعوی ملک الشعرایی میکرد. وی به سال ١٠٢٣ هَ . ق . درگذشت . (از مجمع الخواص ص ٢٠٥ و فرهنگ سخنوران ). شاعری است معروف که اصلش از اصفهان است . گویند در جوانی ادعای پیری وبا عدم استطاعت داعیه ٔ امیری داشته است . از اوست : شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم ما را به سخت جانی خود این گمان نبود. من کیستم از خویش به تنگ آمده ای دیوانه ٔ با خرد به جنگ آمده ای دوشینه به کوی یار از رشکم کشت نالیدن پای دل به سنگ آمده ای . (از آنندراج ). رجوع به فرهنگ سخنوران و مآخذ مندرج در آن شود.