شکیب شیرازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکیب شیرازی . [ ش َ ب ِ] (اِخ ) مولانا محمدعلی فرزند محمد امین شکاکی شیرازی از گویندگان اواخر قرن یازده و اوایل قرن دوازده هجری بود و به لباس فقر ملبس و از پیروان سلسله ٔ ذهبیه و از شاگردان مسیحایی فسایی بود. در فتنه ٔ افاغنه در شیراز زخمی برداشت و با آن زخم پس از چندی در سن شصت سالگی (١١٢٠ یا ١١٣٥ هَ . ق .) درگذشت . از اوست : دو عالم را جزای قاتل من ده خدای من که بس باشد همین ذوق شهادت خونبهای من چو نفی نفی اثباتست از کشتن نمی ترسم بقای من چو شمع کشته باشد در فنای من بدن مصر و هوا فرعون و هامان نفس و من موسی خیال و وهمها سحر و دلیل من عصای من چو نور و سایه می خواهد دلم تا متصل باشد سر من در کنار او سر او در کنارمن . (از ریاض العارفین ص ٩٩ و فرهنگ سخنوران ). رجوع به مآخذ مندرج در فرهنگ سخنوران شود.