شکور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ کُ) [ ع. ] (ص.) بسیار شُکر کننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ کُ) [ ع. ] (ص.) بسیار شُکر کننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکور. [ ش ُ ] (ع اِ) ج ِ شکر : لانریدمنکم جزاء و لا شکوراً. (قرآن ٩/٧٦) (منتهی الارب ).
شکور. [ ش َ ] (اِخ ) یکی از نامهای باری تعالی و معنی آن پاداش دهنده ٔ بندگان مر اعمال ایشان را و بر عمل قلیل جزای جزیل دهنده است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نامی از نامهای خدای تعالی : عبدالشکور. (یادداشت مؤلف ) : پس چه گویی ز بهر ایشان کرد آسمان و زمین غفور شکور. ناصرخسرو.
شکور. [ ش ُ ] (اِ) جانوری که زمین را نبش کرده و مرده را درآورده می خورد. (ناظم الاطباء). گورکن .
واژگان فارسی سره واژهدان
سپاس گزارنده، سپاس گزار، بسیار سپاس گزارنده
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه
واژگان قرآن
لِکُلِّ صَبّار شَکُور «شکور» از مادّه «شُکر» است. «صبّار» و «شکور» هر دو صیغه مبالغه است که یکى فزونى صبر و استقامت را مى رساند و دیگرى فزونى شکرگزارى نعمت، اشاره به این که افراد باایمان نه در مشکلات و روزهاى سخت دست و پاى خود را گم مى کنند و تسلیم حوادث مى شوند و نه در روزهاى پیروزى و نعمت، گرفتار غرور و غفلت مى گردند. «شَکُور» صیغه مبالغه، به معناى بسیار شکرگزار، فزونى شکرگزارى را مى رساند، که همان تکرار شکر و تداوم آن با قلب و لسان و اعضاء است. تعبیر به «شَکُور» در سوره «تغابن» که یکى از اوصاف خدا است، دلیل بر این است که خداوند از بندگانش به وسیله پاداش هاى عظیم، تشکر مى کند.(3)