شکنج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~.) (اِ.) نوعی مار سرخ.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآژنگ، چروکپیچوخم، چین، شکن، مازواژه قبلی: شکن در شکنواژه بعدی: شکنجه