فرهنگ لغت

شکرگر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شکرگر. [ ش َ ک َ گ َ ] (ص مرکب ) شیرینی ساز و قناد. (ناظم الاطباء). حلوایی . (آنندراج ) : اینت افیونگر است و آنْت شکرگر هر دو به خاک اندرون برابر و مقرون . ناصرخسرو. خلق تو گل فروش و زبانت شکرگر است . سیدحسن غزنوی (از آنندراج ). و رجوع به شکرساز و شکرریز شود.

معنی شکرگر | فرهنگ لغت