شکرپا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکرپا. [ ش َ ک َ / ش َک ْ ک َ ] (ص مرکب ) به معنی لنگ و آنکه لنگی داشته باشد. (غیاث ). به معنی لنگ است . (آنندراج ) : دویدن خواست پیش از حور رضوان بهر نظاره دل حوران به پابوسی شکرپا کرده رضوان را. امیرخسرو (از آنندراج ). سخنورا چه کنم وصف لفظشیرینت قلم شکرپا گردد ز غایت رفتار. امیرخسرو (از آنندراج ). آن شکردوست خویش را به دعا از خدا خواسته ست شکّرپا. ابوالبرکات منیر (از آنندراج ).