شکردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکردیدن . [ ش ِ ک َ دی دَ ] (مص ) شکار کردن . ◄ گریزاندن و گریختن فرمودن . ◄ شکستن . (ناظم الاطباء). و رجوع به شکردن و شکریدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکردیدن . [ ش ِ ک َ دی دَ ] (مص ) شکار کردن . ◄ گریزاندن و گریختن فرمودن . ◄ شکستن . (ناظم الاطباء). و رجوع به شکردن و شکریدن شود.