شویلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شویلة. [ ش ُ وَ ل َ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ). جایگاهی است . (از معجم البلدان ).
شویلة. [ ] (ع اِ) برنجاسف . شویلی . (مفردات داودضریر انطاکی ص ٢٢٥). رجوع به شویلا و برنجاسف شود.
شویلة. [ ش ُ وَ ل َ ] (ع اِ مصغر)مصغر شولة. (از معجم البلدان ). رجوع به شولة شود.