شوی کرده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شوی کرده . [ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) شوهرکرده . دختری که شوهر گزیده باشد : ور صد هزار عذر بگوئی گناه را مر شوی کرده را نبود زیب دختری . سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شوی کرده . [ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) شوهرکرده . دختری که شوهر گزیده باشد : ور صد هزار عذر بگوئی گناه را مر شوی کرده را نبود زیب دختری . سعدی .