شومسار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شومسار. (ص مرکب ) نامیمون . نامبارک . که اساس آن شوم باشد : چنین رفت آن قصه ٔ شومسار که گفتیم ای دادگر شهریار. شمسی (یوسف و زلیخا).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شومسار. (ص مرکب ) نامیمون . نامبارک . که اساس آن شوم باشد : چنین رفت آن قصه ٔ شومسار که گفتیم ای دادگر شهریار. شمسی (یوسف و زلیخا).