شوقب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شوقب . [ ش َ ق َ ] (ع ص ) درازبالا. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مرد دراز. (مهذب الاسماء). مرد درازبالا. (ناظم الاطباء). ◄ سُم ِفراخ . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) دو چوب پالان که بدان رسن آویزند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). یکی از دو چوب پالان که بدان رسن آویزند. ج، شواقب . (ناظم الاطباء).
شوقب . [ ش َ ق َ ] (اِخ ) جایگاهی است در بادیه . (از معجم البلدان ).