شوق داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شوق داشتن . [ ش َ / شُو ت َ ] (مص مرکب ) راغب بودن . اشتیاق داشتن . (ناظم الاطباء) : چه ذوق از ذکر پیدا آید او را که پنهان شوق مذکوری ندارد. سعدی . من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم تو به یک جرعه ٔ دیگر چه بری از دستم . سعدی .