شورش کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شورش کردن . [ رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عصیان و تمرد کردن . شور و غوغا کردن . انقلاب و آشفتگی برپا کردن . نافرمانی کردن . اظهار کراهت کردن : ز شورش کردن آن تلخ گفتار ترشروئی نکردم هیچ در کار. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شورش کردن . [ رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عصیان و تمرد کردن . شور و غوغا کردن . انقلاب و آشفتگی برپا کردن . نافرمانی کردن . اظهار کراهت کردن : ز شورش کردن آن تلخ گفتار ترشروئی نکردم هیچ در کار. نظامی .