شورانیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ یا دِ) (اِمف.)<BR>۱- متلاطم.<BR>۲- بر - انگیخته.<BR>۳- دیوانه کرده.<BR>۴- آمیخته.<BR>۵- آلوده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ یا دِ) (اِمف.) ۱- متلاطم. ۲- بر - انگیخته. ۳- دیوانه کرده. ۴- آمیخته. ۵- آلوده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شورانیده . [ دَ / دِ ] (ن مف ) بهم زده . زیر و زبر کرده . زیر و رو کرده . (یادداشت مؤلف ). ◄ متلاطم . ◄ برانگیخته . ◄ دیوانه کرده . ◄ آمیخته . ◄ آلوده . (فرهنگ فارسی معین ).