شوارب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شوارب . [ ش َ رِ ] (ع اِ) ج ِ شارب، بمعنی سبلت . موی دراز در هر دو کرانه ٔ بروت، یا تمامه ٔ بروت شارب است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ ج ِ شاربة، مؤنث شارب . (از اقرب الموارد). رجوع به شاربة و شارب شود. ◄ رگهای حلق . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ صخب الشوارب ؛ هر بدصدا را گویند: حمار صخب الشوارب ؛ خر سخت فریاد. (از اقرب الموارد). ◄ راههای آب در حلق . (منتهی الارب ). مجاری آب در حلق . (از اقرب الموارد).