شو و آی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شو و آی . [ ش َ / ش ُ وُ ] (اِمص مرکب ) آی و شو. آمد و شد. (یادداشت مؤلف ) : تا کی این رنج ره و گرد سفر وین تکاپوی دراز و شو و آی . فرخی . نیز در بیشه و در دشت همانا نبود باز را از پی مرغان شکاری شو و آی . فرخی .