شهریل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شهریل . [ ش َ ] (اِخ )لقب یزدجردبن شهریار. (از یادداشت مؤلف ). رجوع به شهریک شود. یزدجرد شهریل بگریخت و به مرو شد و عبداﷲبن عامر، مجاشعبن مسعود السلمی را پس یزدجرد بفرستاد. (تاریخ سیستان ص ٨٠) .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شهریل . [ ش َ ] (اِخ )لقب یزدجردبن شهریار. (از یادداشت مؤلف ). رجوع به شهریک شود. یزدجرد شهریل بگریخت و به مرو شد و عبداﷲبن عامر، مجاشعبن مسعود السلمی را پس یزدجرد بفرستاد. (تاریخ سیستان ص ٨٠) .