شهریار | گزیده غزلیات | غزل شماره ۵۷ - بارگاه حافظ
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شبها به کنج خلوتم آواز میدهند کای خفته گنج خلوتیان باز میدهند گوئی به ارغنون مناجاتیان صبح از بارگاه حافظم آواز میدهند وصل است رشته سخنم با جهان راز زان در سخن نصیبهام از راز میدهند وقتی همای شوق مرا هم فرشتگان تا آشیان قدس تو پرواز میدهند ساز سماع زهره در آغوش طبع تست خوش خاکیان که گوش به این ساز میدهند آنجاکه دم زند ز تجلی جمال یار فرصت به آبگینه غماز میدهند سازش به هر سری نکند تاج افتخار آزادگی به سرو سرافراز میدهند ما را رسد مدیحه حافظ که وصف گل با بلبلان قافیه پرداز میدهند آنجاکه ریزه کاری سبک بدیع تست ما را به مکتب قلم انداز میدهند دیوان تست یا که پس از کشتگان جنگ رختی به خانواده پسر باز میدهند هرگز به ناز سرمه فروشش نیاز نیست نرگس که از خم ازلش ناز میدهند بار دمه و ستاره در ایوان شهریار کامشب صلا به حافظ شیراز میدهند