شهرخ زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شهرخ زدن . [ ش َ رُ زَ دَ ] (مص مرکب ) مخفف شاهرخ زدن . اصطلاحی است در بازی شطرنج : مبارک بُوَد فال فرخ زدن نه بر رخ زدن بلکه شهرخ زدن . نظامی . بنطع کینه بر چون پی فشردی درافکن پیل و شهرخ زن که بردی . نظامی .