شهربندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شهربندی . [ ش َ ب َ ] (حامص مرکب ) زندانی بودن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ محاصره . ◄ در محاصره افتادن . (فرهنگ فارسی معین ) : چون در آن برج شهربندی یافت برج از آن ماه بهره مندی یافت . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شهربندی . [ ش َ ب َ ] (حامص مرکب ) زندانی بودن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ محاصره . ◄ در محاصره افتادن . (فرهنگ فارسی معین ) : چون در آن برج شهربندی یافت برج از آن ماه بهره مندی یافت . نظامی .