شهرب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شهرب . [ ش َ رَ ] (ع ص ) مرد کلانسال . (منتهی الارب ). مرد کلانسال و شیخ . ◄ (اِ) حوضچه ٔ زیر خرمابن . (ناظم الاطباء). شهربة، یکی . رجوع به شهربة شود.
شهرب . [ ش َ رَ ] (اِخ ) نام یکی از ملوک آل نصر در حیره . (از مجمل التواریخ و القصص ص ١٥٣).