شهران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شهران . [ ش َ ](اِخ ) ابن عفرس . جدی است جاهلی که فرزندان وی بطنی از خثعم از قحطان اند. (از الاعلام زرکلی ج ٢ ص ٤١٨).
شهران . [ ش َ ] (اِخ ) ابن شاذل . از اجداد مکحول است . (یادداشت مؤلف ).
شهران . [ ش َ ] (اِخ ) نام یکی از نجبای ایران که در زمان یزدگرد سوم نزد ماهوی بود. (فهرست ولف ) : نشست او و شهران اَبَر پای خاست به ماهوی گفت این دلیری چراست . فردوسی .
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه