شهرآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شهرآباد. [ ش َ ] (اِخ ) نام شهر کوچکی است که در مجاورت (عقب ) خلیج یا جزیره ٔ «نیم مردان »= خلیج آشوراده قرار گرفته و تجارت و داد و ستد فراوانی داشته است . (از ترجمه ٔ سرزمینهای خلافت شرقی لسترنج ص ٤٠١) (از ترجمه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ٢١٨). نام قصبه ای است، قبادبن فیروز ساسانی ساخت و اکنون خراب است . (نزهة القلوب چ اروپا ج ٣ ص ١٦٠).
شهرآباد. [ ش َ ] (اِخ ) نام دهی است میان همدان و کاشان که مولد فیروز ابولؤلؤ کشنده ٔ عمربن خطاب است . (از مجمل التواریخ و القصص ص ٢٨٠).
شهرآباد. [ ش َ ] (اِخ ) قریه ای است فرسخی میانه ٔ جنوب و مشرق ابرقوه فارس . (از فارسنامه ٔ ناصری ).