شنوا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(ش نَ) (ص فا.) شنونده، سمیع.<br>مترادفها و واژههای مرتبطداعیه، سامع، شنونده، شنونده، مستمع ≠ کر، ناشنواواژه قبلی: شنهواژه بعدی: شنوانیدن