شندر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شندر. [ ش ِ دِ ] (ص ) جندر. ژنده . کهنه و فرسوده . ♦ شندر پندر ؛ پندر ظاهراً از توابع شندر است و شندر و شندره و شرنده به معنی ژنده و کهنه و پاره پاره است و در مورد اشخاص بمعنی بد سر و وضع و ژولیده و پاره پوره و کثیف و حقیر استعمال می شود. (فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ). رجوع به چندر پندر شود.
شندر. [ ش َ دَ ] (اِخ ) محلی جزء بلوک غار از دهستانهای تابع تهران و شاید همان شَنْشَت باشد. رجوع به نزهةالقلوب چ اروپا ص ٥٣ و معجم البلدان ذیل شنشت و نزهةالقلوب چ دبیرسیاقی ص ٥٨ شود.