شنبذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ بَ) (اِ.) شنبه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ بَ) (اِ.) شنبه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شنبذ. [ شَم ْ ب َ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن شنبذ. قاضی دینور. محدث است . (منتهی الارب ).
شنبذ. [ شَم ْ ب ِ ] (معرب، اِ مرکب ) معرب شون بوذی : یقولون لی شنبذ و لست مشنبذاً طوال اللیالی او یزول ثبیر. ابوالمهدی (از المعرب جوالیقی ص ٩). و رجوع به همان کتاب ص ٢١٠ شود.