شلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شلو. [ ش َل ْوْ ] (ع مص ) رفتن . (ناظم الاطباء) (ز منتهی الارب ). گردش کردن . (از اقرب الموارد). ◄ برداشتن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
شلو. [ ش ِل ْوْ ] (ع اِ) اندام با گوشت . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). اندام . (دهار) (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). قد و قامت بدن . (ناظم الاطباء). ◄ تن و جسد از هر چیزی . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ هر سلخ شده و پوست برکشیده ای که آنرا خورده و قدری از آن باقی مانده باشد. ج، اَشلاء. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ♦ شلوالانسان ؛ جسد انسان پس از پوسیدگی آن . (ناظم الاطباء). ◄ بقیه از مردم .(منتهی الارب ) (آنندراج ).