شل و ول
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شُ لُ وِ) (ص مر.) (عا.)<BR>۱- سست و وارفته.<BR>۲- آشفته، پریشان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شُ لُ وِ) (ص مر.) (عا.) ۱- سست و وارفته. ۲- آشفته، پریشان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شل و ول . [ ش ُ ل ُ وِ ] (ص مرکب، از اتباع ) پریشان و آشفته و درهم و بی نظم : عمامه ٔ شل و ول، شوریده گوریده . (یادداشت مؤلف ). چیزی که اجزای آن کاملاً بایکدیگر ارتباط محکم نداشته باشد. لباسی که برای تن کسی گشاد باشد و بر تن او آویزان شود و نظایر و اشباه آن . (فرهنگ لغات عامیانه ). ◄ بی حال . آنکه مواظب درست نگاه داشتن جامه های خود بر تن نیست . (یادداشت مؤلف ). سست . وارفته . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی