شقران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شقران . [ ش ِ ] (ع اِ) لاله .(منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ مرغی است که زراعت را می خورد و از بین می برد. (از اقرب الموارد). ◄ گیاهی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
شقران . [ ش ُ ] (اِخ ) مولای نبی (ص ) است، نام وی صالح . (ازحبیب السیر چ سنگی تهران ج ١ ص ١٤٥ و ١٨٤). و رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ٢٥٩ و ٢٦٠ و فهرست تاریخ گزیده و اعلام زرکلی و فهرست ج ٢ حبیب السیر چ خیام شود.