شقایق نعمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شقایق نعمان . [ ش َ ی ِ ق ِ ن ُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شقائق النعمان . لاله ٔ کوهی . آلاله . (یادداشت مؤلف ) : باغها داشتم پر از گل سرخ دشتها پر شقایق نعمان . فرخی . چنان کنیم کنون روی کوه را که شود ز خون دشمن تو پر شقایق نعمان . فرخی . و رجوع به شقایق وشقایق نعمانی و شقائق النعمان شود.