شقاقلوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شقاقلوس . [ ش ِ ق ِ ] (معرب، اِ) این کلمه مصحف لفظ یونانی سفاکلوس است و آنرا موت یا فساد عضوی خشک گویند. فساد عضو با نماندن حس، چون حس برجای بود غانغرایا باشد. موت موضعی . (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شقاقلوس . [ ش ِ ق ِ ] (معرب، اِ) این کلمه مصحف لفظ یونانی سفاکلوس است و آنرا موت یا فساد عضوی خشک گویند. فساد عضو با نماندن حس، چون حس برجای بود غانغرایا باشد. موت موضعی . (یادداشت مؤلف ).