شق القمر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ قُّ لْ قَ مَ) [ ع. ] (اِمص.)<BR>۱- شکافتن ماه که یکی از معجزات پیغمبر اسلام است.<BR>۲- (عا.) کاری عجیب و خارق العاده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ قُّ لْ قَ مَ) [ ع. ] (اِمص.) ۱- شکافتن ماه که یکی از معجزات پیغمبر اسلام است. ۲- (عا.) کاری عجیب و خارق العاده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شق القمر. [ ش َق ْ قُل ْ ق َ م َ ] (ع اِ مرکب ) شق قمر. انشقاق قمر. شکافتن ماه . طبق روایات اسلامی یکی از معجزات پیغمبر اسلام بوده است . (یادداشت مؤلف ). به روایت راویان اخبار انشقاق قمر معجزی بود رسول (ص ) را، و آن چنان بود که کفار قریش گفتند هر درخواستی از زمین می کنیم تو با جادو انجام می دهی اگر راست می گویی ماه چهاردهم که از پشت کوه می آید آن را دو نیمه کن، حضرت از خدای تعالی درخواست کرد و خدای تعالی درخواست او را اجابت فرمود و ماه را منشق کرد چنانکه نیمی از آن در جانبی و نیمی دیگر در جانب دیگر کوه بود. (از تفسیر ابوالفتوح رازی ج ٩ ص ٢٧١) : کوری منکر شق القمر ختم رسل ابرویت معجزشق القمر آورده برون . صبوحی . ♦ شق القمر کردن ؛ شکافتن ماه . ۩ کار بس مشکل و دشوار انجام دادن : مگر شق القمر کرده ای ؟ (یادداشت مؤلف ).
واژگان فارسی سره واژهدان
ماه شکافی، ماه شکافتن، کار ناشدنی، شکافتن ماه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی