شفون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شفون . [ ش ُ ] (ع مص ) مصدر به معنی شَفَن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). به کنج چشم نگریستن کسی را. (آنندراج ) (از اقرب الموارد). به دنبال چشم نگریستن به کسی . (از تاج المصادر بیهقی ) (دهار). به دنبال چشم نگریستن، و یعدی بنفسه و بالی . (از المصادر زوزنی چ بینش ص ١٦٠). ◄ به تعجب نگریستن به سوی چیزی . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ به کراهت و اعراض دیدن چیزی را. (انجمن آرا) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). و رجوع به شَفَن شود.
شفون . [ ش َ ] (ع ص ) رشکین و حسود و غیور. (ناظم الاطباء). غیور که از شدت غیرت و حذر گوشه ٔ چشم از تند نگریستن برنبندد. (از اقرب الموارد). ◄ کسی که با گوشه ٔ چشم و یا به کراهت و اعراض بنگرد کسی را. (ناظم الاطباء) (آنندراج ).