شفق زار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شفق زار. [ ش َ ف َ ] (اِ مرکب ) شفق جلوه . شفق کده . شفقستان . چیزی سرخ و گلگون . (ناظم الاطباء). سرخرنگ : ز دست خودش بر سر دار کن ز خونش هوا را شفق زار کن . ملا طغرا (از آنندراج ). و رجوع به مترادفات کلمه شود.