شفشاهنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ هَ) (اِ.)۱ - آهن یا فولاد سوراخ سوراخ که زرگران به وسیلة آن طلا و نقره را میکشند تا ب ه صورت سیمی باریک درآید. <BR>۲- کمان حلاجی.<BR>۳- شاخسار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ هَ) (اِ.)۱ - آهن یا فولاد سوراخ سوراخ که زرگران به وسیله آن طلا و نقره را میکشند تا ب ه صورت سیمی باریک درآید. ۲- کمان حلاجی. ۳- شاخسار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شفشاهنگ . [ ش َ هََ ] (اِ مرکب ) شفشاهنج . (ناظم الاطباء) (ازبرهان ) (از غیاث اللغات ). شفتاهنج . شفتاهنگ . شاید از شفشه به معنی شوشه و آهنگ به معنی کشنده . (یادداشت مؤلف ). شفشاهنج . (از فرهنگ جهانگیری ) : ز زخم ناوک مژگان او بود هر شب بسیط چرخ مشبک بسان شفشاهنگ . نجیب الدین جرفادقانی (از جهانگیری ). کوه محروق آنک و چون زر به شفشاهنگ در دیو را زو در شکنجه ٔ حبس خذلان دیده اند. خاقانی . ◄ حلاج . ◄ کمان حلاجی . ◄ مشته ٔ حلاجی یعنی چوبی که در وقت پنبه زدن بر زه کمان میزنند. ◄ شاخسار. (ناظم الاطباء) (از برهان ).