شفته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ش تِ) (اِ.) مخلوطی از آب و آهک و خاک و شن که در پی ریزی ساختمان به کار میرود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ تَ یا تِ) (اِ.) بیضه مانندی است از ریسمان که بر دوک پیچیده شود.
(ش تِ) (اِ.) مخلوطی از آب و آهک و خاک و شن که در پی ریزی ساختمان به کار میرود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شفته . [ ش ُ ت َ / ت ِ ] (اِ) توفار. (ناظم الاطباء). در متون دیگر دیده نشد.
شفته . [ ش َ / ش ُ ت َ / ت ِ ] (اِ) چوبی که بدان پنبه را پیش از حلاجی کردن زنند. (ناظم الاطباء). و رجوع به شفتاهنگ و شفش و شفشه شود.
شفته . [ ش ِ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) دیوانه و مجنون و بی عقل . (ناظم الاطباء). مخفف شیفته . (یادداشت مؤلف ) : بر مراد خویشتن گویی همی در دین سخن خویشتن را شفته گشتی تکیه کردی بر هوا. ناصرخسرو. ◄ پریشان و آشفته از عشق و محبت و شیفته . (ناظم الاطباء). و رجوع به شیفته شود.