شفاعتگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شفاعتگری . [ ش َ ع َ گ َ ] (حامص مرکب ) درخواستگری .میانجی گری . خواهشگری . (یادداشت مؤلف ) : گردن و گوشی ز خصومت بری چشم وسرینی به شفاعت گری . نظامی . قدرتی هجر تو در کشتن من برد بکار که شفاعتگری اندازه ٔ تقدیر نبود. نورالدین ظهوری (از آنندراج ).