شفاعت خواه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شفاعت خواه . [ ش َ ع َ خوا / خا ] (نف مرکب ) شفاعت خواهنده . شفیعشونده . درخواست بخشایش کننده .خواهشگر. شافع. شفیع. (یادداشت مؤلف ) : اگر محمد اندر مقام محموداست گناه امّت خود را ز حق شفاعت خواه ... سوزنی . راهنمای خلق به طریق هُدی و شفاعت خواه امت به روز جزاست . (فارسنامه ابن البلخی ص ١). هر چه بفرستی به رسوایی کشد دل شفاعت خواه رسوایی فرست . خاقانی . مرقعبرکش نرماده ای چند شفاعت خواه کارافتاده ای چند. نظامی .