شعوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شُ) [ ع. ] (اِ.) جِ شعب ؛ قبایل بزرگ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شُ) [ ع. ] (اِ.) جِ شعب ؛ قبایل بزرگ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شعوب . [ ش َ ] (اِخ ) قبیله ایست . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ موضعی است به یمن . (آنندراج ). دهی است به یمن . (منتهی الارب ). کاخی است در یمن . (از معجم البلدان ).
شعوب . [ ش ُ ] (ع اِ) ج ِ شَعْب . (اقرب الموارد) (ترجمان القرآن ) (مفاتیح ) (ناظم الاطباء) (دهار). ج ِ شَعْب، بمعنی قبیله ٔ بزرگ . (آنندراج ). و رجوع به شَعْب شود.
شعوب . [ ش َ ] (ع اِ) مرگ . (مهذب الاسماء) (از ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ). مرگ (و آن علم است مَنیّت را و گاه الف و لام درآید او را). (از منتهی الارب ) (آنندراج ). غیرمنصرف است برای علمیت و تأنیث . (از اقرب الموارد) : آه از درد این شَعوب که دلهای جهانیان را شُعوب اندوه و سوگواری ساخت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٤٥٢).
واژگان قرآن
شُعُوباً وَ قَبآئِلَ در این که میان «شعوب» جمع «شَعْب» (بر وزن صعب) به معناى «گروه عظیمى از مردم» و «قبائل» جمع «قبیله» چه تفاوتى است؟ مفسران احتمالات مختلفى داده اند: جمعى گفته اند که دایره «شعوب» گسترده تر از دایره «قبائل» است، همانطور که «شعب» امروز بر یک «ملت» اطلاق مى شود. بعضى «شعوب» را اشاره به «طوائف عجم»، و «قبائل» را، اشاره به «طوائف عرب» مى دانند. و بالاخره، بعضى دیگر، «شعوب» را از نظر انتساب انسان به مناطق جغرافیایى، و «قبائل» را ناظر به انتساب او به نژاد و خون، شمرده اند. ولى تفسیر اول، از همه مناسب تر به نظر مى رسد.(27)