شعرانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شعرانی . [ ش َ نی ی ] (اِخ ) شیخ ابوالمواهب عبدالوهاب بن احمدبن علی انصاری شافعی مصری معروف به شعرانی یا شعراوی . از بزرگترین دانشمندان و مؤلفان قرن دهم هجری بود و در علوم شرعی و جزآن مهارت داشت . وی از شاگردان شیخ جلال سیوطی و شیخ الاسلام زکریا انصاری و دیگر دانشمندان آن زمان بود و پس از کسب علوم دینی به تصوف گروید و ترک دنیا کرد و بیشتر روزها روزه بود. به سال ٩٧٣ هَ . ق . در قاهره درگذشت . او راست ٢٧ تألیف که از آن جمله است : الجواهر و الدرر الکبری . الجواهر و الدرر الوسطی . المیزان الکبری الشعرانیة المدخلة لجمیع اقوال الائمة المجتهدین و تعدیلهم و مقلدیهم فی الشریعة المحمدیة (فقه شافعی ). الیواقیت و الجواهر فی بیان عقائد الاکابر (درتصوف ). (از معجم المطبوعات مصر) (یادداشت مؤلف ).
شعرانی . [ ش َ نی ی ] (ع ص ) بسیارموی و درازموی اندام . گویند: رجل شعرانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پرموی . بسیارموی . پشم آلو. (یادداشت مؤلف ).
شعرانی . [ ش َ نی ی ] (اِخ ) نام یکی از خوشنویسان معروف در خط عربی است . (ابن ندیم ).